الهامات

اگر از من خبری هست، برسانید به دستم

الهامات

اگر از من خبری هست، برسانید به دستم

الهامات

elscapist ترکیب elham و escapist هست.
escapist به فردی گفته می‌شه که برای فرار از زندگی و مواجه با جنبه‌های ناخوشایندش، به کتاب و فیلم و سریال و آهنگ و خواب و خیال و خلاصه هر چیزی پناه می‌بره.

I don't wanna wonder what it's like to be loved by you

سه شنبه, ۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۰۷ ق.ظ

یکی توی اینستا گفته بود "شما پست‌هایی نیستید که ری‌پست می‌کنید، اتفاقاً اون پست‌هایی هستید که ری‌پست نمی‌کنید/نمی‌تونید بکنید."

الآنم فکر کنم من بیش‌تر پیش‌نویس‌های این وبلاگ هستم تا مطالب پست‌شده.

 

+ دوستان من اجابت مزاج کردم به هرچی ژن و هورمونه. خسته‌م از این که بنده و برده‌شون باشم. لیو می آلون بابا. ولم کنید اصن نمی‌خوام بقا پیدا کنم نسلم رو ادامه بدم.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴/۱۱/۰۱
Inspiration ‌🫧

نظرات  (۴)

این که خودت باشی جایی ممکنه که یا همه صد درصد بشناسنت و راحت باشی، یا هیچکس نشناستت و راحت باشی، یا اگه کسی نصف نیمه میشناستت، وقتی کامل بفهمه کی ای کاریت نداشته باشه. وگرنه توی هر حالت دیگه ای اضطراب اجتماعی می‌کشتمون. چاره‌ش عوض کردن جمع اطرافیانه که خب، سخته.

 

حالا این یه بحثه، وضع این روزا رو هم بزار روش. همش خبر مرگ و این حرفا. چاره ای جز فرار به دنیای انکار نداریم. چون تغییر جمع، همت جمعی میخواد، که هرکی همت داشت و رفت برای تغییر سرنوشتش، بگذریم. به اندازه کافی غم داریم. شب خوش.

پاسخ:
خیلی بعید می‌دونم جایی باشه که صددرصد بشناسنت... نه؟ آدم خودشو هم صددرصد نمی‌تونه بشناسه. به نظرم اون بخشِ هیچ‌کس نشناستت محتمل‌تر از اولیه :))
در نهایت به نظرم پیش نزدیک‌ترین فرد ممکن هم باشی، باز یه دارک سایدی داری که فقط با خودت می‌تونی در میون بذاریش.

درسته، منم تا یه جایی تونستم هشیار بمونم و غصه بخورم. بعدش فرار کردم رفتم توی دنیای خودم. غیر از این کاری از دستم برنمیاد متأسفانه.

ممنونم برای کامنتت 🤍

می‌گفت: ما در واقع مسخره‌ی نوروترنسمیترهامون هستیم...

 

داشتم به این فکر می‌کردم یک روز بشریت به اون مرحله می‌رسه که ما از این "بنده‌ی هورمون‌ها" بودن در بیایم؟ 

پاسخ:
کی می‌گفت اینو؟ حق گفت.
از طرف دیگه فکر می‌کنم شور انسان بودن به همین هورمون‌هاشه. اکثر لذت‌هامون از همین‌هاست. بدون اونا زندگی خیلی خاکستری و کسل‌کننده می‌شه. ولی خب اکثر بدبختی‌هامون از خودشونه.
۰۱ بهمن ۰۴ ، ۰۳:۰۱ سهو روشنیان

عریان‌نویسی بهترین درمانه برای روان آدم...
حتی اگر انتشار عمومی نشه...

حال جسمیت هم امیدوارم بهتر بشه...

پاسخ:
کلمه‌ی عریان‌نویسی رو دوست داشتم
خیلی موافقم، از زمانی که به جای سرکوبشون، می‌نویسمشون حداقل آرامشم با خودم بیش‌تر شده.

از روزهای قبل خیلی بهترم، ممنونم 🤍 به این هم عادت کردیم خوشبختانه یا بدبختانه.
امیدوارم تو هم روبه‌راه باشی

سعی کن همراه قرصایی که دکترت داده ب ۱ هم بخوری برای سلامت روان و اعصابه و شاید تا یه جایی دیگه لازم نشه قرصای شیمیایی مصرف کنی

بعدم خبرا رو کلا گوش نده :^ 

اگه هم فکر می.کنی فقط اینجا گرونیه و تو فشاریم می‌تونی چند تا از فیلم و سریالای روزمره خارجی رو ببینی تا باور کنی 

سعی کن  به جای غصه خوردن واسه مشکلاتت فکر کنی چجوری هندلشون کنی چون زندگی همینه بخوایم غصه بخوریم تا گور باید غصه بخوریم :] 

چون وبم کامنت مثبتی گذاشتی گفتم بیام دینمو ادا کنم 

پاسخ:
عزیزمممم مرسی زیبا 🤍
توی بعضی موارد خیلی باهات موافق نیستم ولی احترام می‌ذارم، هرکسی طی زندگیش به یه نظر و دیدگاهی رسیده.
بی‌نهایت قدردان لطفت هستم 🤍

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی